دل نوشته

 عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم


همان اول که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان‘ جهان را با همه زیبایی و زشتی به روی یکدگر ویرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم


که درهمسایه چندین گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم‘ نخستین نعره مستانه را خاموش آندم برلب پیمانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان‘ دیگری پوشیده از صد جامه رنگین‘ زمین و آسمان را واژگون‘ مستانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم‘ نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده‘ پاره پاره در کف زاهد نمایان سبحه صد دانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان‘ هزاران لیلی نازآفرین را کو به کو آواره و دیوانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان‘ سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

به عرش کبریایی‘ با همه صبر خدایی‘ تا که می دیدم عزیز نابجایی‘ نازبریک ناروا گردیده خواری می فروشد‘ گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ اگر من جای او بودم

که می دیدم‘ مشوش عارف وعامی‘ ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش‘به جز اندیشه عشق وفا‘ معدوم هرفکری دراین دنیای پرافسانه می کردم.

عجب صبری خدا دارد‘ چرا من جای او باشم؟

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد‘ وگرنه من به جای او چو بودم، یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.
 

عجب صبری خدا دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 19:31  توسط سهیلا  | 

تقديم به پدرهاي مهربون

 

 پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . .

ღ♥ღ

 ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان / ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم / خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم .

تقديم به باباي خوبم اميدوارم سايه اش هميشه بالاي سرم باشه

همين جا بهش ميگم كه بهترين باباي دنياست

خيلي دوستش دارم دستهاي پر مهرش رو ميبوسم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 19:26  توسط سهیلا  | 

فلسفه ملاصدرا در مورد خدا

خدا

خدا بی نهایت است ولامکان ولازمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود، وبه قدر نیاز تو فرود می آید، وبه قدر آرزوی تو گسترده می شود وبه قدر ایمان تو کارگشا

یتیمان را پدر می شود ومادر

ناامیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خدا همه چیز می شود وهمه کس را

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا

ومغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف

وزبانهایتان را از هر آلودگی

بپرهیزید از هر ناجوانمردی، ناراستی ونامردی

چنین کنید تا ببینید خدا چگونه بر سفره ی شما با کاسه ای خوراک وتکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازو را میزان می کند

درکوچه های خلوت شبها با شما آواز می خواند

مگر در زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 19:3  توسط سهیلا  | 

نیایش

خدايا سه خصلت مرا از مسئلت تو باز مى‏دارد و يك خصلت مرا بر آن برمى‏انگيزد.باز مى‏دارد مرا امرى كه صادر كرده‏اى و من از امتثال آن كندى كرده‏ام و نهيى كه فرموده‏اى و من به مخالفتش شتافته‏ام، و نعمتى كه آن را به من بخشيده‏اى و من در شكرش كوتاهى نموده‏ام.
و بر مى‏انگيزد مرا، به مسئلت تو، تفضلت بر هر كه رو به تو آورد، و از راه نيكبختى به درگاه تو آيد، زيرا كه همه احسانهاى تو از روى تفضل است و همه نعمتهايت بى‏مقدمه و بدون سابقه استحقاق است.

امام سجاد صحیفه سجادیه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 11:16  توسط سهیلا  | 

معنويت، ارتباط با خدا و تعهد ديني عموماً يك احساس دروني و امري فطري است مانند احساس شادي، غم، عشق، تنفر و ... كه اموري برانگيخته از درون هستند. مي توان احساسات انساني را درك كرد و از بيرون تا حدودي او را هدايت كرد مانند آن كه فرد عزادار را تسلي داد تا از شدت غمش كاسته شود يا عشق و محبت نسبت به ديگري را در چارچوب هاي اخلاقي جاي داد. اما مطمئناً نمي توان به انساني دستور عاشق شدن يا غمگين شدن يا منع برانگيخته شدن احساساتي از اين دست را داد. به همين ترتيب نمي توان معنويت و احساس قلبي نسبت به خالق و مخلوق را به انسان ها امر كرد، بلكه مي توان تجربياتي از اين نوع را بيان و مسيرهاي صحيح ابراز اين احساسات معنوي را پيشنهاد كرد. اگر روشي آمرانه براي ابراز يا عدم ابراز حالات معنوي در پيش گرفته شود، گريز از معنويت و يا رياكاري و معنويت اطاعت حاصل خواهد شد.

آثار فردي معنويت
معنويت ثمرات ارزشمند فراواني دارد؛ مانند انس به خدا، اطمينان و آرامش دل ها، تسليم و رضا، عبادت و اطاعت كه در رأس آنها مي توان عشق و محبت به ساحت مقدس الهي را دانست «والذين آمنوا اشد حبالله»؛ آنهايي كه ايمان آوردند شديدترين محبت را نسبت به خداوند دارند. ايمان كه خود پديده عرفان است رابطه تنگاتنگي با محبت دارد. امام صادق (ع) فرمود: «هل الايمان الا الحب و البغض» آيا ايمان جز دوستي و دشمني چيز ديگري است؟ در مكتب عرفان محور محبت خداست، همچنانكه امام سجاد (ع) در دعايش مي گويد:« اسألك حبك و حب من يحبك و حب كل عمل يوصلني الي قربك» در دعاي كميل با خدا نجوا مي كنيم « يا حبيب قلوب الصادقين».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 23:33  توسط سهیلا  | 

 
 
 
هر کاری که می دانی  از طاقتت برون است ،

خود را به زحمت نینداز!!!

هرکس ارزش خود را ندانست (نشناخت) ،

 بدبخت شد!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 12:47  توسط سهیلا  | 

معرفي مراكز و سايت هاي قرآني

مرکز تحقیقات کامیوتری علوم قرآنی به نشانی  www.noorsoft.org

 مرکز نشر اعتقادات به آدرس   www.eteghadat.com

 موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان www.tebyan.net

 مرکز فرهنگ و معارف قرآن www.maarefquran.com

 سازمان دارالقرآن کریم www.telavat.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 11:20  توسط سهیلا  | 

 مراکز فعّال در عرصه تولید نرم افزارهای قرآنی

مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامیwww.noorsoft.org

موسسه فرهنگی واطلاع رسانی تبیانیWWW.TEBYAN.NET

موسسه حدیث رایانه WWW.HadisRayaneh.com

دانلود رایگان نرم افزارهای قرآنی

از طریق سایت http://qurankarym.blogskay.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 11:0  توسط سهیلا  | 

معرفی نرم افزار قرآنی

نور جامع الاحادیث جامع الاحادیث

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متن کامل قرآن کریم، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، کتب اربعه، وسائل الشیعة، مستدرک الوسائل، بحار الانوار، مصادر و منابع بحار الانوار، کتب هشتگانه رجال و مجموعه کتاب‏هاى شیخ مفید، شیخ صدوق، سید ابن طاوس و دیگر علما لغت‏نامه‏هاى «کتاب العین‏» ،«لسان العرب‏» و «مجمع البحرین‏»

ارائه 76 جلد از کتاب‏ها با اعراب کامل
ـ امکان پژوهش و جستجوهاى مختلف در آیات قرآن، احادیث و لغتنامه
ـ ارتباط مستقیم آیات با احادیث
ـ ارتباط مستقیم احادیث با قرآن و لغتنامه
ـ نمایش عنوان با خطوط مختلف با امکان حاشیه زنى، علامت‏گذارى
ـ نمایه زنى و رنگى کردن متون با عناوین
ـ امکان مقابله متن‏ها با یکدیگر
ـ قابلیت یاداشت‏بردارى از متن احادیث، قرآن و لغتنامه
ـ امکان چاپ متون با اندازه‏هاى مختلف
ـ امکان جستجو در محیطها و محدوده‏هاى مختلف
ـ معرفى کامل کتاب‏ها و مولفین آنها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 22:28  توسط سهیلا  | 

05~2.JPG

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 21:37  توسط سهیلا  | 

بر آمدنت جمعه اي معين كن

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 

چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 12:28  توسط سهیلا  | 

فاطمه بانوي عالم

 فاطـــمه اي پاك بانوي بــهـشت                  بر مـشام آيـد ز تـو بوي بــهـشت

تـــو خـــداي خويش را آئينه‌اي         مـصــطفي را مــحــرم ديـرينه‌اي

فاطمه‌ اي شاهــكـار ذوالــجلال        كوثر عشقيّ و خـورشيد كمــــال

دست تو اين چرخ گردون را مدار        هر دو عالم از تو دارد افـــتــخار

عــصمت تو در زلال جان ماست         كوثر تو زمزم ايـــمـان مـــاست

            اي ولاي تو به مـــا آب حــيات            مــي‌كند حُبّ تو تضمين نــجات

دل ز تصــويرت حـكايت مي‌كند         سوي تـو ما را هــدايت مي‌كــند

در ره عــشق تــو اي روح روان         طاير جان پر زند تا كـــهــكشان

راز گــفتن با تو شوق جـــبرئيل         تشنة بحر سخايت ســلســــبيل

پاي تا سر عـــصمت و تقوا توئي       آنــكه زن با او شود معنا تــوئي

بــا ورود تــو پيــمبـر در قـيام            ني پيمبـر بل رســولان كـــرام

اي كــليد بــاب رضوان دست تو        هستي عــالــم همه از هست تو

با تو باشد حــقّ و بــا داور توئي       فــــاطـمه اي روح پيغمبر توئي

ليله القدر علي و احـــــــمدی          تو بـــهار عشق حيّ سرمـــدي

مـــثل ذاتِ كــبريا تنها تــوئي           مادر دو مريـــــم و عيسي توئي

زهره الزّهــــرا ســرور سينه‌ای       تو فــــروغ يـــازده آئــينه‌اي

خاك پايت سرمـة چشم مـــلك       خم به تعظيمت شده پشت فـلك

 

ما ز جـام عشق تو مُل مي‌زنيــم    خار هستيم و دم از گل مـي‌زنيم

روز محشر هست ما را زمـــزمه      فــاطمه يا فــاطمه يا فــاطمه

 ابوالفضل سماوي

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 12:24  توسط سهیلا  | 

ویژگی های انسان نمونه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 14:38  توسط سهیلا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 14:38  توسط سهیلا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 14:41  توسط سهیلا  |